سال نو مبارک

تقريبا 20 روزي غيبت داشته ايم و در اين 20 روز ، نيکا هم به لطف خدا بزرگتر شده .
روز قبل ازرفتنمان به شمال ، براي نيکا کالسکه خريديم و صد البته کالسکه نيکا رو با خودمون برديم شمال.
اينکه نيکا چقدر از کالسکه سواري ذوق ميکرد قابل وصف نيست.

اونجا تقريبا هر روز نيکا رو ميبرديم کنار دريا ، به جبران تمام طول زمستان که از خونه بيرون نرفته بود.

بعد از برگشت از مسافرت هم به ديدن مامان و باباي شميم رفتيم و نيکا براي اولين بار خاله و عموي ناديده اش رو ديد. اينهم عکسش باشميم.
