تبليغاتX
دخترم نیکا :يکي يه دونه،عزیز دردونه
آن شب گردک نه نیکا دست او / خوش امانت دادش اندر دست تو ( مولوی)

هفته پيش بعد از 3 ماه به خونه خودمون اومديم ، وقتي وارد خونه شديم نيکا با اشاره به اطاق خودش نشون داد که هنوز اطاقش يادشه

 

 

نيکا علاقه شديدي به کارتونهاي تلويزيون داره ، وقتي در حال نگاه به کارتونهاي تلويزيون يا بازي بچه هاست ، هيچ چيزي نميتونه مزاحمش بشه ، حتي اگه از جلوش رد بشيم نميتونيم مانع نگاه کردنش به تلويزيون بشيم

 

 

نيکا در هتل نارنجستان

 

 

 4- 5 ماه پيش که رفتيم شمال ، نيکا خيلي کوچيک بود و فکر نميکنم اصلا بهش خوش گذشته باشه ، اما اين دفعه نبظرم خيلي بهش خوش گذشت ، و دائما در محوطه ، لابي و ساحل آرام هتل نارنجستان در حال گشت و گذار بود

 

 

 

دوستاي خوبي هم پيدا کرد ، از بچه هاي هم سن و سال خودش تا خانومهاي 70-80 ساله

 

 

 

 

کالسکه جديد نيکا

 

اما کالسکه جديد نيکا داستان جالبي داره ، خوب پارسال وقتي نيکا به 6-7 ماهگي رسيد ، بابائيش براش يه کالسکه خيلي محکم خريد ، يعني به من گفت شب عيد که خواستيد بريد خونه خودتون ، براش يه کالسکه پدر و مادر دار بخر که با توجه به وزن نيکا ، بتونه تحملش کنه.

من هم کلي در فروشگاه ني ني سالن و بازار تهران گشتم تا بالاخره براش يه کالسکه محکم و خوب پيدا کردم ، نيکا هم از اين کالسکه استفاده ميکرد تا تقريبا يکماه پيش که يه شب کالسکه نيکا داخل حياط خلوت خونه بابائيش بود ، ديدم دائي علي با سرعت دويد داخل حياط و بعد از چند دقيقه اي مامان نيکا رو صدا زد ، و بعد از چند ذقيقه اي همه متوجه شديم که يه گربه رفته داخل کالسکه نيکا و 3قلو زائيده !

خوب متاسفانه اون کالسکه ديگه براي نيکا قابل استفاده نبود و از طرفي هم دلمون نمي اومد اون گربه و بچه هاشو از داخل کالسکه بيرون کنيم ، اين بود که 10-15 روزي مهمونمون بودند.

 

 

 

 

 

نيکا هم تا چند روزي بدون کالسکه بود تا اينکه بالاخره مامانيش بعد از کلي جستجو تونست براش يه کالسکه عين همون قبلي پيدا کنه .

از اونجايي که نيکا علاقه شديدي به بيرون رفتن و گشت و گذار داره ، در اون چند روزي که کالسکه نداشت همش پکر بود .

گربه و بچه هاش هم بعد از چند روزي زحمتو کم کردن!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 18:15  توسط بابای نیکا  |